روزی شیخ ما در بحر مکاشفه فرو رفته بود ناگهان ما را از یک بلای آسمانی آگاه نمودند و فرمودند که آزمونی سخت در پیش است به دنبال من آیید در کوی و برزن به دنبال شیخ روان گشتیم و به مجلس آزمون وی وارد شدیم.مراحل آزمایش را پشت سر گذاشتیم و غرق مسرت از مجلس بدر آمدیم آزمونی بود بسی سخت و نتیجه ای بداد شگفت آور!چرا که هدف شیخ از آزمودن ما این بود که آیا جواب غلط هر سوال را میدانیم یا نه؟و در هیچ یک از ما فراست دریافتن این عظیم نبود!!!!!!!!!!دی شیخ بار دیگر ما را به شیوه خویش بیازمود و سوالها بداد از نیاموخته های ما تا بر ما ثابت شود که هنوز نمیدانیم پس از دریافت این نکته نعره ها بزدیم به حالتی که تمام مراقبان مجلس به سماع آمدند اما چه سود شیخ به چشم بر هم زدنی رفته بود و .