من هر روز و هر لحظـ.ه نگرانت مےشوم ...
من هر روز و هر لحظـ.ه نگرانت مےشوم ...
کـ.ه چـ.ه میکنی؟کجایے ..؟در چـ.ه حالے ...؟پنجره ے اتاقم را باز مےکنم و فریاد مےزنم :ـ تنهاییت براے من ...ـ غصـ.ه هایت براے من ..ـ همـه ے بغضها و اشکهایت براے من ...تو فقط بخند ..
آنقدر بلند تا من هم بشنوم ...
صداےخنده هایت را ...
صداے همیشـ.ه خوب بودنت را ..
آنقدر بلند تا من هم بشنوم ...
صداےخنده هایت را ...
صداے همیشـ.ه خوب بودنت را ..
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ ساعت 19:26 توسط فریبا
|