کوی عشق

به سرای عشق گویم که چرا بهانه گیری      که زه تو طرب نخیزد به زمان روز پیری

تو ده بوسه بر لب او به بهای نرخ جانت       زلبش می ار بگیری تو به سان روی شیری

تو هر آنچه می توانی سر کوی او گذر کن      اگر از تمام راهش به تو مرهم است تیری

زفراق عشق رویش تو بسان شمع مانی       تو چه صبح وشب بسوزی ندهی خیال میری

زوصال روی او هم به جهان تمسخری کن        که اگر روی به سویش تو به عشق او اسیری